درنگ نامه / تحلیلی انتقادی
وبلاگ تحلیلی انتقادی درنگ نامه راه اندازی شد .
این وبلاگ به تحلیل و نقد مسائل روز ورزش می پردازد .
از همه دوستان عزیز که دستی بر قلم دارند تقاضا میشود همکاری نمایند .
به نام او که آراستن و پیراستن روزگار در دست اوست
وبلاگ تحلیلی انتقادی درنگ نامه راه اندازی شد .
این وبلاگ به تحلیل و نقد مسائل روز ورزش می پردازد .
از همه دوستان عزیز که دستی بر قلم دارند تقاضا میشود همکاری نمایند .
همه میپرسند:
«چیست در زمزمه مبهم آب؟
چیست در همهمه دلکش ابر ؟
چیست در بازی آن ابر سپید، روی این آبی آرام بلند؟
که تو را میبرد اینگونه به ژرفای خیال؟
چیست در خلوت خاموش کبوترها؟
چیست در کوشش بی حاصل موج؟
چیست در خنده جام ،که تو چندین ساعت مات و مبهوت به آن مینگری؟»
نه به ابر،
نه به آب،
نه به برگ،
نه به این آبی آرام بلند،
نه به این آتش سوزنده که لغریده به جام،
نه به این خلوت خاموش کبوترها،
من به این جمله نمی اندیشم!!
من مناجات درختان را هنگام سحر!
رقص عطر گل یخ را با باد
نفس پاک شقایق را در سینه کوه
صحبت چلچله ها را با صبح
نبض پاینده هستی را در گندم زار
گردش رنگ و طراوت را در گونه گل
همه را میشنوم ،میبینم!
من به این جمله می اندیشم:
«به تو می اندیشم!»
ای سراپا همه خوبی
به تو می اندیشم...
هر وقت،
هر جا،
من به هر حال که باشم
به تو می اندیشم!
تو بدان این ر!
تنها تو بدان...
تو بیا!
تو بمان با من
تنها تو بمان!
جای مهتاب به تاریکی شبها تو بتاب
من فدای تو به جای همه گلها تو بخند...
اینک این من که به پای تو در افتادم باز
ریسمانی کن از آن موی دراز ،
تو بگیر، تو ببند، تو بخواه،
پاسخ چلچله ها را تو بگو،
قصه ابر هوا را تو بخوان...
تو بمان با من... تنها تو بمان
در دل ساغر هستی تو بجوش،
من... همین یک نفس از جرعه جانم باقیست...
«آخرین جرعه این جام تهی را تو بنوش....»
می روم جامه به تن سرخ و سفیداب کنم
همه خود را به تماشای تو احیاء کنم
می روم تا که بگیرم قدحی شرم که حجب
را به یک باره نریزم همه امحاء کنم