متغیر است حرکات این آدم آهنی

گاهی راست و گاهی دروغ

از دل شروع میکند ،سنگ میزند ، سر میشکند و آنرا به حساب بازی میگذارد .

فرهاد میشود و به کندن عقده های پوسیده درونم میپردازد که ازبس لی لی بازی کرده اند سخت شده اند ولی با یک هی فرو میریزند .

چشمها که دیگر کم سو شده اند و جزدوردست ، چیزی نمینگرند .

دستها از زمانی که قدرت پیدا کرده اند توانایی گرفتن یک کلوخ را هم ندارند و فقط ادعا دارند که (( ما بر دهان آمریکا کوبیده میشویم !!!!!!!!! )) .

پاهای سست تنها نای پایکوبی دارند و و از رفتن تا حقیقت  معذورند .

دیگر چقدر از تخیلات این آدم آهنی بنویسم تا باور کنید سکوت با خود حرفهای بسیار دارد.

به قول آقای ...  (( سکوت میکنیم )) . 


 

نوشته شده توسط هادی... در چهارشنبه ششم دی 1385 ساعت 19:6 موضوع | لينک ثابت